گوگل ارث

چند روزیه که درگیر یک کار مستند هستم .

نکته ای که برای من جالب بود و تا حالا تجربه نکرده بودم دیدن شهر خوانسار از نمای بالا بود .

چون برای انجام این پروژه به تصویر هوایی نیاز داشتم نهایتا با نر م افزار گوگل ارث آشنا شدم .

و بعد از نصب نرم افزار تونستم شهر سبز خوانسار  رو  از چشم  آسمان ببینم .

پیشنهاد می کنم تجربه کنید ولذت ببرید .

بریم سر سفره خدا

 

           اگر در آیی در باز است وگر نیایی خدای بی نیاز است

                                                                               ( خواجه عبدالله انصاری)

   لا اکراه فی الدین ...

خود دانی ...

پیشاپیش فرارسیدن ماه مهمانی خدا مبارک

خدا رو شکر تموم شد

سر انجام و به حول وقوه الهی کار ادیت سه صفر یک تمام شد

برای اولین کار داستانی از فینال کار راضی هستم .

امیدوارم روز سه شنبه بتونم شرایط پخش خصوصی رو برای عوامل زحمت کش مهیا کنم .

لیستی که در تیتراژ آخر قرار گرفت به شرح زیره :

بازیگران:

حسنعلی حیدری

محمد تقی جوادی

وحید رشیدی

طاها انوری

منیژه کتابچی

شیوا شاکری

افسانه مظاهری

فاطمه مقدسی

سمانه مظاهری

هنروران

مژده گرجی

زهرا شمسی

ماندانا دهقانی

فاطمه رضایی

فاطمه خوب بخت

محیا اقبالیان

فائزه شایسته

زهرا رمضانی

فاطمه قاضی زاده امینی

مهناز حقی

علی شایگان

رجب حیدری

بازنویسی فیلمنامه

فرشته سادات کسایی

مشاور هنری ومنشی صحنه

مهری کامرانی

عکس

لیلا سادات صاحبی

چهره پرداز وتصویر بردار

هادی افسر

صدا

حمید شرفی ومحمد صاحبی

نور

محمود بهارلو

تصویربردار پشت صحنه

سید یونس دادگستر

دستیار کارگردان

منیژه کتابچی

تدوین ، تهیه کننده وکارگردان

   سید شهاب دادگستر

با تشکر از

اداره ارشاد خوانسار

شهرداری وشورای شهر

پرسنل بهشت فاطمه (س)

خانواده محترم شهید محمد جعفر خسروی

کانون فیلم

و

رجب حیدری ، علی شایگان ، طاها انوری و مجید شجاعی

مجری طرح

موسسه سحر فیلم خوانسار

 

هدف از انتشار این لیست اینه که بدونید تمام عوامل این پروژه خوانساری بودند و از دل وجون مایه گذاشتند .

دست همگی درد نکنه وخسته نباشید .

چارلی چاپلین

این مطلب رو یک دوست به میل من ارسال کرده بود که ضمن تشکر ازایشون با خودم گفتم بد نیست شما هم بخونید و استفاده کنید .

شنیدید هنرمندان جلوتر از زمان خودشون حرکت می کنند ؟

اینو چاپلین ثابت کرده . زمانی که اصلا خرید و فروش قلب رایج نبوده چاپلین با زیرکی تمام به خریدن اون اشاره کرده و ...

چارلی چاپلین می گوید آموخته ام که
 با پول مي شود
خانه خريد ولي آشيانه نه،

رختخواب خريد ولي خواب نه،

ساعت خريد ولي زمان نه،

مي توان مقام خريد ولي احترام نه،

مي توان کتاب خريد ولي دانش نه،

دارو خريد ولي سلامتي نه،

خانه خريد ولي زندگي نه و بالاخره ،

مي توان قلب خريد، ولي عشق را نه.

آموخته ام که... تنها کسي که مرا در زندگي شاد مي کند کسي است که به من مي گويد: تو مرا شاد کردی

آموخته ام ... که مهربان بودن، بسيار مهم تر از درست بودن است

آموخته ام ... که هرگز نبايد به هديه ای از طرف کودکي، نه گفت

آموخته ام ... که هميشه براي کسي که به هيچ عنوان قادر به کمک کردنش نيستم دعا کنم

آموخته ام ... که مهم نيست که زندگي تا چه حد از شما جدی بودن را انتظار دارد، همه ما احتياج به دوستي داريم که لحظه ای با وی به دور از جدی بودن باشيم

آموخته ام ... که گاهي تمام چيزهايي که يک نفر مي خواهد، فقط دستي است براي گرفتن دست او، و قلبي است براي فهميدن وی

آموخته ام ... که راه رفتن کنار پدرم در يک شب تابستاني در کودکي، شگفت انگيزترين چيز در بزرگسالي است

آموخته ام ... که زندگي مثل يک دستمال لوله ای است، هر چه به انتهايش نزديکتر مي شويم سريعتر حرکت مي کند

آموخته ام ... که پول شخصيت نمي خرد

آموخته ام ... که تنها اتفاقات کوچک روزانه است که زندگي را تماشايي مي کند

آموخته ام ... که خداوند همه چيز را در يک روز نيافريد. پس چه چيز باعث شد که من بينديشم مي توانم همه چيز را در يک روز به دست بياورم

آموخته ام ... که چشم پوشي از حقايق، آنها را تغيير نمي دهد

آموخته ام ... که اين عشق است که زخمها را شفا مي دهد نه زمان

آموخته ام ... که وقتي با کسي روبرو مي شويم انتظار لبخندی جدی از سوی ما را دارد

آموخته ام ... که هيچ کس در نظر ما کامل نيست تا زماني که عاشق بشويم

آموخته ام ... که زندگي دشوار است، اما من از او سخت ترم

آموخته ام ... که فرصتها هيچ گاه از بين نمي روند، بلکه شخص ديگری فرصت از دست داده ما را تصاحب خواهد کرد

آموخته ام ... که لبخند ارزانترين راهي است که مي شود با آن، نگاه را وسعت داد
 
ومن از چاپلین آموختم که هنرمند و نقش آفرین واقعی کیست .

میلاد مهدی (عج)

 

 

                میلاد حضرت صاحب الزمان مبارک باد

 

 

تدوین 0001 روزهای پایانی

با اینکه بلاگ فا با ما نا مهربون شده ولی باز هم خدا رو شکر که نفس می کشیم

کار ادیت ۰۰۰۱ رو به پایانه و اگه خدا بخواد همین روزها پستش می کنیم بره واسه جشنواره

تا الان که راضی بودم

یعنی بیش ازین نمیشه توقع داشته باشیم .

گرمای شدید سر صحنه یک طرف و کمبود امکانات هم از طرف دیگه تا حد زیادی کار ما رو محدود کرد که مجبور شدیم از بعضی پلانها بگذریم .

گرچه بودنشون هم تاثری رو اصل داستان نمیگذاشت و به قول بچه های شبکه قابل چشم پوشیه .

بچه های کانون خیلی زحمت کشیدند و واقعا منو تحمل کردند

ای کاش یک ساعت زیر آفتاب داغ تیر ماه اونم ساعت دو بعد ازظهر سر صحنه بودید تا متوجه بشید من چی می گم به نحوی جهنم جلوی چشم آدم میاد .

مخصوصا اگه کنار قبر و مرده و گور کن و مرده شور باشی و یک نگاهی به گذشته خودت بندازی حتما ...

امید وارم خستگی از تن عوامل تهیه بیرون بیاد .

انشاالله ...

دقت کنید

انشاالله ...         ...            ...         ...           ...         ...

 انشاا...            انشاا...           انشاا...